گلن گریفین و دو زندانی فراری دیگر برای پنهان شدن وارد خانه خانواده هیلارد در حومه شهر میشوند و اعضای خانواده را گروگان میگیرند. آنها قصد دارند فقط تا رسیدن پول و وسیله فرار بمانند، اما هر ساعت حضورشان فشار بیشتری ایجاد میکند. «The Desperate Hours» وحشت را از ورود خشونت به فضای کاملاً عادی یک خانه میسازد. دن هیلارد، پدر خانواده، نمیتواند مستقیماً حمله کند چون جان همسر و فرزندانش در خطر است؛ بنابراین باید میان اطاعت ظاهری و پیدا کردن فرصت مناسب برای مقاومت تعادل برقرار کند. در سوی دیگر، گریفین نیز با برادر جوانتر و همدستش اختلاف دارد و کنترل گروه جنایتکار کامل نیست. پلیس در بیرون حلقه جستوجو را تنگتر میکند، اما خانواده نمیتواند به سادگی علامت بدهد. فیلم به جای تعقیب طولانی، بیشتر از گفتوگو، نگاه و تهدید داخل اتاقها برای ساخت تعلیق استفاده میکند. موضوع اصلی این است که یک خانواده معمولی چگونه زیر فشار ناگهانی، نقشهای روزمره را کنار میگذارد و برای حفظ یکدیگر تصمیمهای حسابشده میگیرد.