«Suburbicon» در شهری حومهای و ظاهراً بینقص در دهه ۱۹۵۰ میگذرد؛ جایی با خانههای مرتب، چمنهای کوتاه و تصویری تبلیغاتی از زندگی خانوادگی. در یکی از همین خانهها، گاردنر لاج همراه همسرش رز، پسرشان نیکی و خواهر دوقلوی رز، مارگارت، زندگی میکند. ورود شبانه دو مرد به خانه و خشونتی که به دنبال آن رخ میدهد، تعادل خانواده را به هم میزند و نیکی کمکم متوجه میشود توضیح بزرگترها درباره اتفاقها با چیزهایی که خودش میبیند جور درنمیآید. همزمان، نخستین خانواده سیاهپوست محله، خانواده مایرز، با خصومت آشکار همسایهها روبهرو میشوند؛ در حالی که پشت پرده همان جامعهای که خود را محترم میداند، جرم و فریب در حال گسترش است. فیلم دو خط داستانی را کنار هم میگذارد تا تضاد میان ظاهر آرام حومه و خشونت پنهان آن را برجسته کند. «Suburbicon» یک کمدی سیاه جنایی است که با نگاه یک کودک، دروغهای خانوادگی، طمع و پیشداوری اجتماعی را در محیطی به ظاهر امن دنبال میکند.