مردی پس از سالها به زادگاهش بازمیگردد و با پسرعمویی روبهرو میشود که خاطرات خانوادگی را با جزئیاتی شگفتانگیز به یاد دارد. سفری یکشبه میان آن دو، زخمهای قدیمی و معنای خانه را دوباره زنده میکند. فضای اثر کمکم از آرامش اولیه فاصله میگیرد و هر سرنخ معنای تازهای به اتفاقهای قبلی میدهد.