جانی، روزنامهنگاری رادیویی، در حال سفر در شهرهای مختلف آمریکاست و با کودکان و نوجوانان درباره آینده، خانواده و تصویری که از جهان دارند گفتوگو میکند. وقتی خواهرش ویو برای رسیدگی به وضعیت همسرش به کمک نیاز پیدا میکند، جانی قبول میکند مدتی از پسر او، جسی، مراقبت کند. رابطه دایی و خواهرزاده در ابتدا ساده نیست؛ جسی پسری کنجکاو و حساس است که رفتارهای غیرمنتظرهاش جانی را وادار میکند از برنامه منظم و زندگی مستقل خود فاصله بگیرد. سفر کاری آنها را به شهرهای مختلف میبرد و گفتوگوهای جانی با بچههای دیگر با تجربه شخصی تازهاش در مراقبت از یک کودک درهم میآمیزد. «C'mon C'mon» به جای یک بحران بزرگ، روی جزئیات ارتباط تمرکز دارد: گوش دادن، عذرخواهی، خستگی، بازی و تلاش برای فهم احساساتی که همیشه بهراحتی بیان نمیشوند. جانی کمکم میفهمد بزرگسال بودن به معنای داشتن پاسخ همه چیز نیست و جسی نیز فضایی پیدا میکند تا درباره نگرانیهای خانوادگیاش بدون قضاوت حرف بزند.