«زندگی در یک سال» درامی عاشقانه درباره دارین است؛ نوجوانی که خانوادهاش برای او آیندهای دقیق و موفق طراحی کردهاند. آشنایی با ایزابل، دختری مستقل و بیپروا، این مسیر کنترلشده را تغییر میدهد. وقتی دارین میفهمد ایزابل به بیماری جدی مبتلاست و احتمالاً فقط حدود یک سال فرصت زندگی دارد، تصمیم میگیرد در همان مدت تجربههایی را که معمولاً در یک عمر رخ میدهند برایش بسازد. فهرست آنها از قرارهای ساده و ماجراجویی تا لحظههای نمادینی مثل جشن و زندگی مشترک خیالی پیش میرود. اما ایزابل نمیخواهد فقط بیمار یا پروژه نجات کسی باشد و این تفاوت نگاه میانشان تنش ایجاد میکند. دارین نیز با پدری روبهروست که رابطه را مانعی برای آینده تحصیلی و شغلی او میبیند. فیلم بیش از شمارش روزهای باقیمانده، درباره سرعت گرفتن بلوغ دو جوان است؛ یکی باید با محدود بودن زمانش کنار بیاید و دیگری یاد بگیرد عشق به معنای کنترل سرنوشت شخص مقابل نیست. برنامه یکساله آنها به تدریج از نمایش آرزوها به مواجههای صادقانه با فقدان تبدیل میشود.