دیوید، کارآگاه پلیس، در جریان عملیاتی علیه یک شبکه مواد مخدر زخمی میشود و همکارش کال دو مجرم فراری را تعقیب میکند. تعقیب آنها به مزرعهای دورافتاده میرسد که متعلق به اریک، کهنهسربازی منزوی، است. اریک که فقط میخواهد در آرامش زندگی کند ناگهان با حضور پلیس و افراد مسلح روبهرو میشود و مزرعهاش به محل درگیری تبدیل میشود. دو مجرم برای فرار به کمک بقیه اعضای باند نیاز دارند و بهتدریج نیروهای بیشتری به منطقه میرسند. کال و اریک فرصت زیادی برای درخواست پشتیبانی ندارند و باید با شناخت محیط، تجهیزات محدود و تجربه نظامی از خود دفاع کنند. زمانی که دیوید نیز به عنوان گروگان به مزرعه آورده میشود، شرایط پیچیدهتر میشود. اریک که سالها از خشونت دوری کرده بود مجبور است دوباره از همان مهارتهایی استفاده کند که قصد داشت پشت سر بگذارد، در حالی که مهاجمان تصور میکنند یک مزرعه دورافتاده بهترین محل برای حذف شاهدان و پایان دادن به عملیات است.