«زن سیاهپوش» درباره آرتور کیپس، وکیل جوان و بیوهای است که برای رسیدگی به اسناد زنی درگذشته به روستایی دورافتاده فرستاده میشود. خانه موکل سابق در انتهای جادهای قرار دارد که هنگام مد دریا از خشکی جدا میشود و ساکنان محلی به شکل آشکاری از نزدیک شدن آرتور به آن وحشت دارند. او در خانه متروک با صداها، نشانههای حضور کودکان و تصویر زنی سیاهپوش روبهرو میشود و کمکم متوجه میشود ترس روستاییان با مجموعهای از مرگهای کودکان ارتباط دارد. آرتور که هنوز با فقدان همسرش کنار نیامده، ابتدا میکوشد برای اتفاقها توضیح منطقی پیدا کند، اما اسناد قدیمی داستان مادری، کودکی از دسترفته و خشمی ماندگار را آشکار میکنند. خطر وقتی شخصیتر میشود که پسر خود آرتور قرار است به روستا بیاید. فیلم وحشت گوتیک را از خانه خالی، مه، سکوت و انتظار میسازد و قهرمان را وادار میکند پیش از تکرار فاجعه، راهی برای آرام کردن نیرویی پیدا کند که سالهاست انتقام میگیرد.