چِنگ، معلم دبیرستانی در هنگکنگ، هنگام مرتب کردن کلاس یادداشت خداحافظی دانشآموزی را پیدا میکند، اما نمیداند نویسنده آن چه کسی است. او که از احتمال آسیب زدن یکی از شاگردان به خودش نگران شده، شروع میکند رفتار و مشکلات دانشآموزان را با دقت بیشتری بررسی کند. این جستوجو خاطرات دوران کودکی خودش را نیز زنده میکند؛ سالهایی که زیر فشار شدید پدری سختگیر برای گرفتن نمرات بالا زندگی میکرد و رابطه خانواده تحت تأثیر همین توقعات قرار داشت. گذشته و حال در ذهن چنگ کنار هم قرار میگیرند و او به تدریج میفهمد نشانههای ناامیدی همیشه آشکار نیستند. تلاش برای پیدا کردن نویسنده یادداشت باعث میشود نگاهش به مسئولیت معلم، موفقیت تحصیلی و فشارهایی که نوجوانان تحمل میکنند تغییر کند. او باید پیش از دیر شدن راهی پیدا کند تا دانشآموز ناشناس احساس کند کسی صدایش را شنیده است.