شخصیتی درگیر آزمایش یا پدیدهای میشود که زمان و تصمیمها را مانند بازی «ریورسی» برمیگرداند. هر انتخاب تازه میتواند نتیجه قبلی را معکوس کند و او را به فهم متفاوتی از علت و پیامد برساند. فضای پیرامون شخصیتها، به انتخابها وزن بیشتری میدهد و همین ساختار فرصت اشتباه را کمتر میکند. ساختار قصه همزمان، به رابطهها نیز توجه میکند و از این راه مشخص میشود چگونه گذشته هنوز روی اکنون اثر دارد. همزمان با تغییر شرایط، راههای ساده کمتر میشوند و گروه برای ادامه راه باید هدف مهمتر را دوباره مشخص کنند. یکی از محورهای مهم، دوستی نقش تعیینکننده پیدا میکند و این انتخاب روایی از یک شعار ساده فراتر میرود. تا پیش از رسیدن به نتیجه، مسیر رسیدن به پاسخ حفظ میشود؛ و «معکوس» فرصت کافی برای شکل گرفتن تغییرها داشته باشد. همزمان با تغییر شرایط، راههای ساده کمتر میشوند تا تصمیمگیری تنها راه پیش رفتن باشد ترس شخصی را کنار بگذارند.