در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، چهار سرباز آمریکایی شاهد میشوند که گروهبان گروه یک غیرنظامی بیگناه را به قتل میرساند. پس از این حادثه، آنها برای مأموریتی شناسایی به منطقهای خطرناک فرستاده میشوند؛ مأموریتی که احتمال بازگشت از آن بسیار کم است. راهنمای گروه یک پارتیزان سالخورده محلی است، اما سربازان نمیدانند تا چه اندازه میتوانند به او اعتماد کنند و وفاداری واقعی او به کدام طرف است. در مسیر، دشمنی که اغلب دیده نمیشود آنها را تعقیب میکند و ترس از کمین، سوءظن نسبت به راهنما و خاطره قتلی که شاهدش بودهاند فشار روانی را افزایش میدهد. این چهار جوان باید در محیطی ناشناخته تصمیم بگیرند به چه کسی اعتماد کنند و چگونه مأموریتی را ادامه دهند که ممکن است از ابتدا برای بازگشت سالم آنها طراحی نشده باشد.