«Sweet Dreams» یا «Sogni d'oro» کمدیدرامی درباره میکله، فیلمسازی عصبی و خودآگاه، است که هم با دنیای سینما مشکل دارد و هم با خودش. او در محافل فرهنگی و تلویزیونی مدام درباره وضعیت فیلمسازی و آدمهای این حرفه بحث میکند و بهویژه با کارگردانی ناپلی که مشغول ساخت موزیکالی درباره اعتراضات دانشجویی ۱۹۶۸ است درگیر میشود. همزمان، میکله در پروژه تازهاش با عنوان «مادر فروید» به بنبست خلاقه خورده و نمیتواند اثر را به شکلی که میخواهد پیش ببرد. فشار شهرت، رقابت، قضاوت دیگران و ترس از شکست در ذهن او با خیال و واقعیت درهم میآمیزد. بخشهایی از زندگی روزمره ناگهان شکل کابوس، رؤیا یا نمایش پیدا میکنند و مرز میان فیلمی که میسازد و شخصیتی که از خودش ارائه میدهد تیره میشود. «Sweet Dreams» بهجای یک داستان خطی ساده، از طنز و خودانتقادی برای نشان دادن اضطراب هنرمندی استفاده میکند که نمیتواند از نگاه دیگران یا صدای منتقد درون خودش فرار کند.