مالوری برای بررسی اختلالهای خواب و کابوسهای شدید وارد مطالعهای میشود که قرار است الگوهای ذهنی او را ثبت کند. آزمایشها در ابتدا تحت کنترل به نظر میرسند، اما خیلی زود او احساس میکند چیزی از فضای خواب همراهش به بیداری آمده است. تصاویر تکرارشونده، صداها و حضور ناشناختهای که در خواب میبیند، در محیط واقعی نیز نشانههایی از خود باقی میگذارند. پژوهشگران توضیحهای علمی ارائه میکنند، اما مالوری به این نتیجه میرسد برنامه درباره تمام خطرهای احتمالی با او صادق نبوده است. هر بار خوابیدن احتمال مواجهه دوباره با موجودی را افزایش میدهد که به نظر میرسد از ترس و خاطرات او تغذیه میکند. بیدار ماندن نیز باعث فرسودگی جسمی و ذهنی میشود. مالوری باید پیش از آنکه نتواند مرز میان دو وضعیت را تشخیص دهد بفهمد چه چیزی در آزمایش فعال شده و آیا راهی برای قطع ارتباط با آن وجود دارد.