در سال ۱۹۸۵، کشتی یخشکن شوروی «میخائیل گروموف» در آبهای قطب جنوب با کوه یخی و شرایط بسیار سخت روبهرو میشود. پس از مانوری خطرناک، کشتی در میان یخها گرفتار میشود و خدمه باید ماهها در سرمای شدید منتظر فرصتی برای خروج بمانند. فرمانده و افسران درباره بهترین روش مدیریت بحران اختلاف دارند و فشار از مسکو نیز تصمیمها را پیچیدهتر میکند. سوخت و منابع محدودند، دستگاهها زیر فشار سرما خراب میشوند و انزوای طولانی روی روحیه افراد اثر میگذارد. برخی خدمه میخواهند ریسک کرده و کشتی را حرکت دهند، در حالی که دیگران معتقدند یک اشتباه میتواند بدنه را بشکند. فیلم با الهام از ماجرایی واقعی، بیشتر از برخورد نمایشی با یخ روی زندگی گروهی تمرکز دارد که در محیطی بسته و بیرحم باید اعتماد خود را حفظ کنند. رهبران کشتی میفهمند در چنین شرایطی قدرت فقط دستور دادن نیست؛ باید مسئولیت تصمیمی را بپذیرند که ممکن است جان دهها نفر را نجات دهد یا همه را در مکانی گرفتار کند که کمک بهسادگی به آن نمیرسد.