جن دیویس پس از مرگ همسرش نیت همراه دخترش ایزابل به زادگاه او نقل مکان میکند تا زندگی تازهای شروع کند. ورود به شهری که همه خاطرهای از نیت دارند برای جن هم آرامشبخش است و هم دشوار، زیرا خودش هنوز در حال کنار آمدن با سوگ است. در مدرسه دخترش ناخواسته وارد انجمن اولیا و مربیان میشود و مسئولیت برگزاری «روز میدان» را همراه ماریسا و کلی به عهده میگیرد. این سه زن از نظر شخصیت و سبک زندگی تفاوت زیادی دارند، اما برنامهریزی مسابقهها، جمعآوری امکانات و حل دردسرهای مدرسه به تدریج آنها را به دوستان واقعی تبدیل میکند. دن، معلم ورزش، نیز با جن ارتباط نزدیکتری پیدا میکند و امکان رابطهای تازه را پیش روی او میگذارد؛ چیزی که جن هنوز درباره آمادگیاش مطمئن نیست. «Field Day» یک درام رمانتیک سبک درباره بازسازی زندگی از مسیر جامعه کوچک است. رویداد مدرسه در ظاهر مسئله اصلی است، اما برای جن اهمیت بزرگتری دارد: او باید بدون پاک کردن خاطره همسرش دوباره با آدمها ارتباط برقرار کند، برای دخترش ثبات بسازد و بپذیرد شروع دوباره الزاماً خیانت به گذشته نیست.