«The 27-Hour Day» یک عاشقانه تلویزیونی درباره لورن گرت است؛ کارآفرینی که تمام هویت حرفهایاش را بر مدیریت زمان، بهرهوری و انجام کارهای بیشتر در روز بنا کرده است. وقتی برنامه پرشتابش نشانههای فرسودگی نشان میدهد، تصمیم میگیرد مدتی از شهر و کسبوکار فاصله بگیرد و به اقامتگاهی در محیط روستایی برود. آنجا با جک، مردی روبهرو میشود که نگاهش به کار و زندگی تقریباً نقطه مقابل اوست و ارزش بیشتری برای حضور در لحظه و روابط انسانی قائل است. زندگی آرام مزرعه، وظایف ساده و فاصله از ابزارهای همیشگی به لورن فرصت میدهد تعریفش از موفقیت را دوباره بررسی کند. رابطه او و جک بهتدریج از اختلاف دیدگاه به شناخت متقابل میرسد، بدون اینکه مسئله اصلی صرفاً پیدا کردن عشق باشد. فیلم از عنوان «روز ۲۷ ساعته» بهعنوان شوخی با وسواس بهرهوری استفاده میکند و در نهایت میپرسد آیا داشتن زمان بیشتر واقعاً مهم است یا انتخاب اینکه زمان موجود را چگونه صرف کنیم.