بِن پس از جدایی والدینش برای مدتی نزد پدرش لیام در شهری ساحلی زندگی میکند. او در ابتدا بیشتر با مشکلات خانوادگی و حسادت نسبت به رابطه تازه پدر درگیر است، اما رفتار عجیب همسایهشان اَبی توجهش را جلب میکند. پسر اَبی از جنگل درباره درختی با نشانهای مرموز حرف میزند و کمی بعد خود اَبی رفتاری کاملاً متفاوت پیدا میکند. بِن درباره افسانه جادوگری باستانی تحقیق میکند که میتواند وارد بدن انسان شود و کاری کند اطرافیان حتی وجود قربانیانش را فراموش کنند. زمانی که افراد بیشتری ناپدید میشوند، کسی حرف بِن را جدی نمیگیرد و او خودش نیز نمیتواند مطمئن باشد حافظهاش دستکاری نشده است. موجود در جنگل برای حفظ پوشش خود خانوادهها و کودکان را هدف قرار میدهد. بِن باید پیش از آنکه کاملاً تنها بماند، راهی برای اثبات حضور جادوگر پیدا کند و بفهمد چه کسانی از اطرافیانش هنوز واقعاً همان افرادی هستند که میشناسد.