بیل ویلیامسون سه سال پس از حمله قبلی بار دیگر از مخفیگاه بیرون میآید و این بار هدفش مستقیماً بالاترین مقامهای سیاسی آمریکا هستند. او پس از اجرای یک ترور، به کلبهای در منطقه جنگلی بازمیگردد و منتظر واکنش گسترده نیروهای امنیتی میماند. بیل میداند پلیس، افبیآی و واحدهای ویژه برای یافتنش خواهند آمد و محیط اطراف را به شکلی آماده کرده که بتواند نبرد نهایی را به شرایط مطلوب خودش بکشاند. همزمان از طریق پیامها و ویدئوها همچنان ایدئولوژی خشونتآمیزش علیه ثروتمندان و ساختار قدرت را تبلیغ میکند و میخواهد مرگ یا دستگیریاش نیز به بخشی از همان پیام تبدیل شود. نیروهای تعقیبکننده با فردی روبهرو هستند که فقط قصد فرار ندارد و عمداً آنها را به میدان درگیری میکشاند. قسمت سوم «Rampage» مسیر شخصیت را به نقطهای میرساند که عملیات شخصی او به تحریک آشوب اجتماعی گره میخورد و سؤال اصلی این است که پیش از پایان محاصره، پیامش چه اثری بیرون از جنگل خواهد گذاشت.