جان رمبو پس از وقایع «اولین خون» در زندان است و هنوز با خاطرات جنگ ویتنام زندگی میکند. فرمانده سابقش، سرهنگ تراوتمن، پیشنهادی برای کاهش محکومیت او میآورد: بازگشت مخفیانه به ویتنام و شناسایی اردوگاهی که احتمال میرود هنوز اسیران جنگی آمریکایی در آن نگهداری شوند. مأموریت رسمی فقط عکسبرداری و جمعآوری اطلاعات است و رمبو اجازه درگیری مستقیم ندارد. او به جنگلی برمیگردد که محیط و روشهای نبردش را بهخوبی میشناسد و با زنی محلی به نام کو بائو همکاری میکند. وقتی نشانههای حضور واقعی اسرا پیدا میشود، هدف شخصی رمبو با دستورهای سیاسی مأموریت در تضاد قرار میگیرد. او میبیند افرادی در پشت عملیات بیشتر نگران نتیجه دیپلماتیک و تصویر عمومیاند تا نجات زندانیان. فیلم رمبو را دوباره در محیط جنگی قرار میدهد، اما انگیزه اصلی او این بار اثبات چیزی نیست؛ میخواهد مردانی را که سالها فراموش شدهاند زنده از اردوگاه بیرون بیاورد.