جوئل در «The Assent» پدری تنهاست که پس از مرگ همسرش تلاش میکند زندگی خود و پسرش میسون را حفظ کند. رفتار میسون بهتدریج تغییر میکند و نشانههایی ظاهر میشود که برای جوئل توضیح سادهای ندارند. وقتی پزشکان پاسخ روشنی ارائه نمیدهند، او به سراغ پدر لمبرت میرود؛ کشیشی که تجربه مواجهه با تسخیر و آیینهای مذهبی دارد. لمبرت معتقد است نیرویی شیطانی به پسر نزدیک شده و زمان برای مداخله محدود است. فیلم ترس خانوادگی را با مسئله سوگ و سلامت روان درهم میآمیزد و جوئل را میان شک، ایمان و ترس از دست دادن تنها فرزندش قرار میدهد. نشانههای مبهم باعث میشوند او مدتها نداند باید توضیحی پزشکی را دنبال کند یا حرف کشیش را بپذیرد. هرچه وضعیت میسون شدیدتر میشود، تصمیم پدر نیز شخصیتر و خطرناکتر میگردد و فضای خانه از محل امن به منبع اضطراب تبدیل میشود. با پررنگ شدن نشانههای تسخیر، رابطه پدر و پسر نیز زیر فشار قرار میگیرد و جوئل باید میان توضیح منطقی و پذیرش چیزی هولناک تصمیم بگیرد.