شلبی جان و نامزدش روبی رد، هر دو درگیر اعتیاد به مواد افیونی بودهاند و تصمیم میگیرند برای ساختن خانوادهای تازه پاک بمانند. پیش از آنکه بتوانند زندگی جدید را شروع کنند، شلبی روبی را مرده پیدا میکند و متوجه میشود مواد فروختهشده به او باعث مرگش شده است. پلیس محلی به رهبری کلانتر چرچ تلاش میکند جلوی خشونت بیشتر را بگیرد، اما شلبی حاضر نیست منتظر تحقیقات رسمی بماند. او زنجیره فروش مواد را از فروشندگان خیابانی تا افراد بالاتر دنبال میکند و یکییکی سراغ کسانی میرود که در رساندن مواد به روبی نقش داشتهاند. هر مرحله او را به کایوت، تبهکار قدرتمندی که شبکه را کنترل میکند، نزدیکتر میسازد. چرچ میداند خشم شلبی قابل درک است اما انتقام شخصی میتواند شهر را به میدان جنگ تبدیل کند. شلبی باید میان عمل به آخرین خواستههای روبی و فرو رفتن کامل در خشونتی که از همان دنیای اعتیاد سرچشمه گرفته، مرزی پیدا کند.