یک افسر پلیس به پاسگاهی منتقل میشود که در نگاه اول آرام و کمحادثه به نظر میرسد، اما کشف بقایای انسانی همه چیز را تغییر میدهد. پیدا شدن این آثار، پروندهای قتل را پیش روی او میگذارد و مقامهای بالاتر فقط یک هفته برای رسیدن به نتیجه فرصت میدهند. فشار اداری با نگرانی مردم محلی ترکیب میشود؛ جامعهای که پاسخ سریع میخواهد و هر شایعه میتواند فضای شهر را متشنجتر کند. افسر باید در زمانی محدود هویت قربانی، مسیر رخداد و افراد مرتبط را مشخص کند، در حالی که عجله برای ارائه مظنون میتواند او را به نتیجهای اشتباه برساند. «Dridam» معمای خود را از تضاد میان تحقیقات دقیق و نیاز نهادها به حل سریع پرونده میسازد. اطلاعات عمومی معتبر درباره جزئیات فرعی داستان محدود است، بنابراین معرفی اثر بهتر است بر همین هسته تأییدشده بماند: پلیسی تازهوارد، بقایای انسانی، ضربالاجل هفتروزه و جامعهای که عدالت فوری میخواهد. مسئله اصلی برای قهرمان این است که آیا میتواند پیش از پایان مهلت حقیقت را پیدا کند، بدون آنکه فشار بیرونی او را وادار به انتخاب سادهترین پاسخ بهجای پاسخ درست کند.