گروهی سرباز پس از بیدار شدن در یک مرکز متروکه متوجه میشوند رباتهای رزمی اطرافشان فعال شدهاند. آنها باید بفهمند چرا در این مکان هستند و پیش از آنکه ماشینها کنترل کامل را به دست بگیرند راه خروج پیدا کنند. روایت در لحظات آرامتر، به رابطهها نیز توجه میکند و همین کمک میکند بفهمیم چگونه مسئولیت همیشه با قدرت همراه است. با نزدیک شدن بحران، گذشته اهمیت بیشتری پیدا میکند تا تصمیمگیری تنها راه پیش رفتن باشد میان خواسته شخصی و جمعی انتخاب کنند. همزمان با پیشرفت ماجرا، وفاداری به آزمون گذاشته میشود و نتیجه آن با تصمیمهای اصلی گره میخورد. زمان و مکان روایت، به انتخابها وزن بیشتری میدهد و این عامل فرصت اشتباه را کمتر میکند. با حفظ نتیجه اصلی برای پایان، مسیر حل مسئله اهمیت خودش را حفظ میکند؛ و «Robot Riot» ماجرا را به رابطه و انتخاب پیوند بزند. در بخشهای بعدی، گذشته اهمیت بیشتری پیدا میکند و شخصیتها ناچارند درباره نیت دیگران تجدیدنظر کنند.