امبرلی اسنایدر، دختر جوانی که از کودکی در مسابقات رودئو و اسبسواری بشکهای فعالیت کرده، هدف روشنی برای آینده حرفهای خود دارد. یک تصادف رانندگی شدید باعث آسیب نخاعی و فلج شدن پاهایش میشود و پزشکان میگویند احتمال بازگشت او به مسابقه بسیار کم است. امبرلی حاضر نیست ورزش و اسبهایش را کاملاً کنار بگذارد و پس از دوره توانبخشی تلاش میکند راهی برای دوباره سوار شدن پیدا کند. خانواده و مربیان نگران خطر سقوط و آسیب بیشترند، اما او قدمبهقدم روشهایی برای کنترل اسب بدون استفاده کامل از پاها یاد میگیرد. بازگشت به اصطبل از نظر روحی به اندازه تمرین جسمی اهمیت دارد، زیرا امبرلی باید با ترس از حادثه و تفاوت بدنش نسبت به گذشته روبهرو شود. هدف او صرفاً اثبات چیزی به دیگران نیست؛ میخواهد بفهمد آیا میتواند شکل تازهای از همان زندگیای را بسازد که پیش از تصادف برای خودش انتخاب کرده بود.