ناپدید شدن دختربچهای در شهری کوچک، خانوادهای را وارد بحرانی میکند که خیلی زود از یک پرونده آدمربایی ساده فراتر میرود. پدر و مادر کودک در جستوجوی سرنخ با سؤالهایی درباره گذشته خودشان روبهرو میشوند و تناقضهایی در روایت اعضای خانواده ظاهر میشود. پلیس به تدریج متوجه میشود مدارک مربوط به زندگی دختر بسیار محدودتر از چیزی است که انتظار میرود و حتی این پرسش مطرح میشود که آیا کودک واقعاً همانطور که والدین توصیف میکنند وجود داشته است. فشار تحقیقات باعث میشود رازهای زناشویی، دروغهای قدیمی و هویتهایی که سالها پنهان ماندهاند آشکار شوند. هرکدام از والدین چیزی را از دیگری مخفی کرده و همین مسئله اعتماد را تقریباً از بین میبرد. آنها باید همزمان برای پیدا کردن حقیقت درباره دختر و حفظ خانواده تلاش کنند، در حالی که هر مدرک تازه ممکن است نشان دهد خطر از بیرون خانه نیامده و ریشه اصلی پرونده بسیار نزدیکتر از چیزی است که در آغاز تصور میکردند.