ریس نوجوانی است که در دنیایی وابسته به برق و ارتباطات دیجیتال بزرگ شده، اما یک پدیده الکترومغناطیسی گسترده ناگهان شبکه برق را از کار میاندازد و زندگی روزمره در چند ساعت فرو میپاشد. او همراه پدرش کریس تلاش میکند از منطقه شهری خارج شود و خود را به پدربزرگش، فرانک، در ناحیهای کوهستانی برساند؛ مردی که سالها برای چنین بحرانهایی آماده بوده است. «Radioflash» سفر آنها را در شرایطی دنبال میکند که تلفن، خودروهای مدرن و خدمات عمومی دیگر قابل اتکا نیستند و ترس و کمبود منابع رفتار مردم را تغییر داده است. ریس با استفاده از دانشی که از پدربزرگش آموخته، باید در مسیری خطرناک تصمیمهایی فراتر از تجربه سنش بگیرد. فیلم بیش از خود فاجعه، بر آسیبپذیری جامعه مدرن و رابطه سه نسل تمرکز دارد و بقا را به مسئلهای از مهارت، اعتماد و انتخاب درست تبدیل میکند. خاموشی سراسری به سرعت نظم اجتماعی را تغییر میدهد و سفر خانوادگی را به آزمونی تبدیل میکند که در آن مهارتهای ساده بقا دوباره ارزش پیدا میکنند.