دینر در سال ۱۹۸۹ جوانی کانادایی است که خودش را با فرهنگ راک، مهمانی و رؤیای ستاره شدن تعریف میکند. او شیفته گروهها و چهرههای موسیقی هاردراک است و با اعتمادبهنفسی بزرگتر از امکانات واقعیاش دنبال فرصتی میگردد تا از زندگی عادی فاصله بگیرد. یک تجربه مهم در کنسرت و ماجراهای بعدی، او را وارد مسیری میکند که در آن دوستی، جاهطلبی و تصویر رمانتیکی که از زندگی راکاندرول ساخته با واقعیت برخورد میکند. «Deaner ’89» با حالوهوای کمدی و نوستالژیک، به دورهای برمیگردد که نوار کاست، موهای بلند و موسیقی متال برای بخشی از جوانان نشانه هویت بود. قصه از زاویه شخصیتی پیش میرود که هم دوستداشتنی و هم بیمحاباست؛ کسی که مدام خودش را در موقعیتهای بزرگتر از توانش میاندازد، اما پشت شوخی و هیاهو، در حال فهمیدن این است که شهرت، رفاقت و بزرگ شدن همیشه همان چیزی نیست که از دور به نظر میرسد.