کریستیان، پلیس کپنهاگ، پس از قتل همکارش به دنبال مردی مرتبط با یک شبکه تروریستی میرود. تحقیقات او با عملیات پنهان سیا تلاقی میکند و انتقام شخصی را به بازی خطرناک اطلاعاتی تبدیل میسازد. در «Domino»، پیامد انتخابهای شتابزده بدون تبدیل روایت به توضیح مستقیم مطرح میشود و همین انتخاب مخاطب را با منطق جهان اثر همراه نگه میدارد. در ادامه «Domino»، رقابتهای پنهان زمینه برخورد نهایی را بدون افشای آن میسازند، و به مخاطب اجازه میدهند خودش ارتباطها را کشف کند. روایت «Domino» از تضاد میان ظاهر و واقعیت و مسئولیتهای شخصی برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب باعث میشود حادثه اصلی پیوند خود را با زندگی روزمره حفظ کند. به این ترتیب «Domino» با پرهیز از لو دادن نقطه پایانی پیش میرود و فضای لازم برای کشف حقیقت را فراهم میکنند، و رابطه میان موقعیت و شخصیت را حفظ میکنند. در «Domino»، پیامد انتخابهای شتابزده بدون تبدیل روایت به توضیح مستقیم مطرح میشود و همین انتخاب مخاطب را با منطق جهان اثر همراه نگه میدارد.