زان پسری اهل آفریقای جنوبی است که همراه خانوادهاش یک توله یوزپلنگ یتیم را پیدا میکند و او را «دوما» مینامد. رابطه میان پسر و حیوان به سرعت عمیق میشود، اما با بزرگتر شدن یوز مشخص میشود نگه داشتنش در خانه نمیتواند ادامه پیدا کند. پدر زان معتقد است دوما باید به زیستگاه طبیعی بازگردد و پسر نیز ناچار میشود با این واقعیت کنار بیاید. پس از تغییراتی در زندگی خانواده، زان تصمیم میگیرد خودش دوما را به منطقهای دورافتاده ببرد تا فرصتی برای زندگی آزاد داشته باشد. سفر آنها از بیابانها و طبیعت خشن میگذرد و خطرهایی مانند کمبود آب، حیوانات وحشی و آدمهای ناشناس را پیش رویشان قرار میدهد. «Duma» ماجراجویی خانوادگیای است که دوستی کودک و حیوان را بدون تبدیل کردن یوز به حیوان خانگی دائمی روایت میکند. هسته داستان درباره دوست داشتن به معنای رها کردن است؛ زان باید یاد بگیرد محافظت واقعی از دوما یعنی پذیرفتن جای او در طبیعت، حتی اگر جدایی دشوار باشد.