«De Gaulle» بر روزهای بحرانی سال ۱۹۴۰ تمرکز دارد؛ زمانی که ارتش آلمان به فرانسه پیشروی میکند و شارل دوگل میان مسئولیت سیاسی و نگرانی برای خانوادهاش قرار میگیرد. فیلم مسیر او را از مخالفت با تسلیم تا تلاش برای ادامه مقاومت از خارج فرانسه دنبال میکند. کشمکش «De Gaulle» فقط حادثهای بیرونی نیست؛ «دوگل» واکنش شخصیتها را هم بخشی از مسئله میسازد. در «De Gaulle» جزئیات در خدمت موقعیتاند؛ «دوگل» از توضیحهای خارج از مسیر اصلی دور میماند. لحن «De Gaulle» با موضوع هماهنگ نگه داشته میشود؛ «دوگل» تغییر فضا را از دل خود ماجرا میسازد. در «De Gaulle» مخاطب جایگاه شخصیتها را زود میشناسد؛ «دوگل» سپس همان شناخت را در موقعیتهای تازه آزمایش میکند. مسیر «De Gaulle» بر علت و پیامد تکیه دارد؛ «دوگل» اتفاقها را بدون پرش بیدلیل به هم متصل میکند. فیلم «De Gaulle» روی تعارض اصلی میماند؛ «دوگل» فشار تصمیمها را به رابطه شخصیتها منتقل میکند.