سادیق، کارآگاه خصوصی خسته و گرفتار، در دومین پرونده خود به دنبال مردی گمشده میگردد. جستوجو او را وارد شبکهای از جرم، بدهی و آدمهایی میکند که هرکدام بخشی از حقیقت را پنهان کردهاند. هرچه زمان میگذرد، رابطهها پیچیدهتر میشوند تا تصمیمگیری تنها راه پیش رفتن باشد درباره نیت دیگران تجدیدنظر کنند. محدودیتهای همان موقعیت، به انتخابها وزن بیشتری میدهد و این فشار تنش را بدون افشای پایان حفظ میکند. مسیر قصه بهتدریج، تفاوت دیدگاهها را نشان میدهد تا دلیل رفتارها روشنتر شود و آدمها زیر فشار اولویتهایشان را عوض میکنند. فراتر از اتفاق اصلی، مسئله اعتماد است و همین لایه در انتخابهای دشوار خودش را نشان میدهد. در محدودهای بدون اسپویل، شخصیتها هنوز با پیامدها درگیرند؛ در چنین چارچوبی «10 روز از یک مرد بد» اجازه دهد انگیزهها بهتدریج روشن شوند. هرچه زمان میگذرد، رابطهها پیچیدهتر میشوند و شخصیتها ناچارند میان اعتماد و احتیاط تعادل پیدا کنند. داستان در کنار خط اصلی، تفاوت دیدگاهها را نشان میدهد به شکلی که معلوم شود چرا همکاری بدون پذیرش تفاوتها آسان نیست.