حاج عنایت مردی ثروتمند و حدوداً شصتساله است که قصد دارد خانه بزرگ خانوادگیاش را بفروشد، هرچند همسرش با این تصمیم موافق نیست. در بنگاه معاملات ملکی با دنیا، زن جوانی که تازه از خارج برگشته، آشنا میشود و او علاقهاش را به خرید همان خانه نشان میدهد. عنایت برای ادامه معامله موقتاً آپارتمانی در اختیار دنیا میگذارد، اما رابطه کاری خیلی زود به شیفتگی شخصی تبدیل میشود. او برای نزدیک شدن به زن جوان ظاهر و رفتار خود را تغییر میدهد و خانوادهاش را برای مدتی از شهر دور میکند. دنیا پیشنهاد ازدواج را میپذیرد، اما شرطی درباره مالکیت خانه دارد که نشان میدهد هدف او فقط یک رابطه عاطفی نیست. «دنیا» از کمدی موقعیت و درام خانوادگی برای روایت مردی استفاده میکند که خیال میکند میتواند با پول و تغییر ظاهری زندگی تازهای بخرد. در پس این رابطه، گذشته خود ملک و نحوه رسیدن آن به عنایت اهمیت پیدا میکند. فیلم با برخورد خواستههای دنیا، طمع و خودفریبی عنایت و بازگشت خانواده، مسئله مالکیت و پیامد تصمیمهای پنهانی را جلو میبرد.