سورولی، گانگستری باهوش از مادورای هند، پیشنهادی دریافت میکند تا برای انجام کاری به لندن برود. پیتر اسپرات، تبهکار و ملیگرای افراطی بریتانیایی، از او میخواهد به شبکه رقیبش به رهبری سیوادوس نفوذ کند و راه شکست دادن آن را پیدا کند. سورولی در ابتدا مأموریت را فرصتی برای پول و قدرت میبیند، اما حضور در لندن او را با زندگی مهاجران تامیل و افرادی روبهرو میکند که به دلیل وضعیت اقامت، جنگ و آوارگی در موقعیتی آسیبپذیر قرار دارند. او با آتیلا آشنا میشود و دیدگاهش نسبت به کاری که برای پیتر انجام میدهد تغییر میکند. رقابت دو گروه جنایی فقط درباره قاچاق و پول نیست و سیاست ضد مهاجرت نیز در آن نقش دارد. سورولی باید میان منفعت شخصی و مسئولیتی که بهتدریج نسبت به جامعه مهاجر احساس میکند تصمیم بگیرد، در حالی که هر دو طرف میدانند او اطلاعاتی دارد که میتواند تعادل قدرت را تغییر دهد.