در شهری کوچک، ظهور مردی ناشناس با مجموعهای از اتفاقات غیرقابلتوضیح همزمان میشود. در مرکز «The Reason» چند نفر قرار دارند که هرکدام با شکلی متفاوت از فقدان و ایمان روبهرو هستند: مادری که پسر پنجسالهاش سرطان خون دارد، پزشکی بیاعتقاد که گذشتهای سنگین حمل میکند، متخصص جوانی که تمام امیدش را به علم پزشکی بسته و کشیشی نابینا که پسرش دهههاست حرف نزده است. حضور غریبه باعث میشود مسیر این آدمها به هم برسد و رخدادهایی شبیه معجزه، باورهایشان را آزمایش کند. فیلم یک درام خانوادگی با محور ایمان است و هدفش رقابت ساده میان علم و مذهب نیست؛ شخصیتها باید با محدودیت هر چیزی که به آن تکیه کردهاند روبهرو شوند. بیماری کودک فوریت عاطفی داستان را بالا میبرد، اما تأکید اصلی بر امید و رابطه میان انسانهاست. غریبه پاسخ مستقیم همه پرسشها را نمیدهد و بیشتر مانند عاملی عمل میکند که شخصیتها را وادار میسازد درباره ترس، بخشش و معنای اعتماد دوباره فکر کنند.