خانواده هفلی برای شرکت در جشن تولد نودسالگی مادربزرگ راهی سفر جادهای میشوند و گرگ امیدوار است بتواند در طول مسیر به یک همایش بازیهای ویدیویی نیز سر بزند. او این هدف را از خانواده پنهان میکند و همین نقشه از همان ابتدا سفر را پیچیده میسازد. سوزان میخواهد چند روز بدون تلفن و فناوری، خانواده را به یکدیگر نزدیکتر کند، در حالی که گرگ و رادریک بیشتر دنبال برنامههای خودشاناند و منی نیز مثل همیشه دردسرهای غیرقابلپیشبینی ایجاد میکند. توقف در متل، نمایشگاه، رستوران و جاده هر بار به حادثهای تازه تبدیل میشود و گرگ با خانوادهای دیگر نیز وارد رقابتی خندهدار میگردد. «Diary of a Wimpy Kid: The Long Haul» ساختار سفر خانوادگی را با نگاه خودخواهانه و طنزآمیز گرگ ترکیب میکند. او تقریباً هر بار برای رسیدن به هدف شخصی دروغ کوچکی میگوید و مجبور میشود برای پوشاندن آن مشکل بزرگتری بسازد. سفر قرار بود خانواده را نزدیک کند، اما فقط زمانی این اتفاق ممکن میشود که اعضا از تلاش برای اجرای تعطیلات «کامل» دست بردارند و با آشفتگی واقعی یکدیگر کنار بیایند.