مکس فیست مردی بیخانمان و معتاد است که ادعا میکند در واقع ابرقهرمانی از بعدی دیگر بوده و پس از سقوط به زمین تمام قدرتهایش را از دست داده است. بیشتر مردم داستانهایش را هذیان میدانند، اما هامستر، نوجوانی علاقهمند به تولید محتوا، حاضر میشود حرفهای او را جدی بگیرد و درباره گذشتهاش تحقیق کند. زمانی که خواهر هامستر درگیر شبکهای جنایی و مواد مخدر میشود، پسر از مکس میخواهد برای نجات او کمک کند. مکس هیچ توانایی فراطبیعی قابل اثباتی ندارد، اما تجربه خشونت و اصرارش بر اینکه زمانی قهرمان بوده باعث میشود وارد مقابله با گروهی شود که توسط «مدیر» کنترل میشود. مرز میان حقیقت و توهم درباره گذشته مکس روشن نیست، با این حال خطر پیش روی نوجوانان کاملاً واقعی است. مردی که شاید واقعاً قهرمان نباشد باید تصمیم بگیرد آیا میتواند بدون قدرتهای افسانهای نیز رفتاری قهرمانانه داشته باشد.