ال ماریاچی پس از وقایع گذشته به نوازندهای مسلح تبدیل شده و برای یافتن بوچو، قاچاقچی قدرتمندی که زندگیاش را نابود کرده، به شهری مرزی میرود. او با کارولینا، صاحب کتابفروشی، آشنا میشود و رابطهشان در میانه تیراندازیها و انتقام شکل میگیرد. هرچه جستوجو پیش میرود، ارتباط شخصی میان ماریاچی و بوچو آشکارتر میشود. فیلم اکشن پرانرژی، موسیقی، طنز سیاه و تصویر اغراقآمیز از قهرمان تنها را با سبک بصری رابرت رودریگز ترکیب میکند. روند داستان «دسپرادو 1995» جزئیات را مرحلهای نمایان میکند و «Desperado» تا بخش پایانی، نتیجه موقعیت بحرانی را بهجای توضیح زودهنگام باز نگه میدارد. مسیر «دسپرادو 1995» بدون لو دادن نتیجه پیش میرود و «Desperado» نقطههای عطف را از دل واکنش کاراکترها به مشکل محوری میسازد. در «Desperado»، تعارض مرکزی فقط بیرونی نیست؛ «دسپرادو 1995» نشان میدهد فشار ماجرا چگونه پیوندها و نگاه کاراکترها را عوض میکند. در «دسپرادو 1995»، تمرکز روی پیامد انتخابها باقی میماند و «Desperado» پیوندها کاراکترها را همزمان با چالش اصلی پیش میبرد.