در لسآنجلسِ جایگزینی که انسانها، اورکها، الفها و موجودات جادویی کنار هم زندگی میکنند، افسر پلیس داریل وارد مجبور است با نیک جاکوبی، نخستین پلیس اورک شهر، همکار باشد. رابطه آنها از همان ابتدا پرتنش است؛ وارد به جاکوبی اعتماد ندارد و همکاران انسانی اداره نیز حضور یک اورک را در نیروی پلیس نمیپذیرند. یک گشت شبانه معمولی آنها را به خانهای میرساند که چند جسد، دختری الف به نام تیکا و عصای جادویی بسیار قدرتمندی در آن پیدا میشود. داشتن این عصا میتواند تعادل قدرت میان گروههای مختلف را تغییر دهد و پلیسهای فاسد، باندهای خیابانی و الفهای افراطی همگی برای به دست آوردنش وارد تعقیب میشوند. وارد و جاکوبی که دیگر نمیتوانند به همکارانشان نیز اعتماد کنند، باید تیکا را زنده نگه دارند و مانع افتادن عصا به دست کسانی شوند که میخواهند از آن برای بازگرداندن نیرویی تاریک استفاده کنند.