مگان همراه دختر نوجوانش ویتنی در سفر است که خودرویشان در نزدیکی یک پمپبنزین از کار میافتد. توقف کوتاهی که قرار بود فقط برای گرفتن کمک باشد، زمانی به کابوس تبدیل میشود که ویتنی ناپدید میشود و هیچکس توضیح روشنی درباره آخرین لحظه حضور او ندارد. مگان بلافاصله جستوجو را آغاز میکند، اما شواهد پراکنده و روایتهای متناقض پیدا کردن مسیر دخترش را دشوار میکند. همزمان ویتنی در موقعیتی ناشناخته گرفتار شده و فردی سایهوار او را وارد بازیای برای بقا میکند. مگان که حاضر نیست منتظر بماند تا دیگران همه پاسخها را پیدا کنند، با دنبال کردن دوربینها، شاهدان و ردهای کوچک تلاش میکند بفهمد چه کسی دخترش را برده است. هر سرنخ نشان میدهد ناپدید شدن ویتنی اتفاقی نبوده و کسی از پیش شرایط را برای جدا کردن او از مادرش فراهم کرده است.