مردی پس از یک تصادف شدید خودرو در ته درهای دورافتاده به هوش میآید. ماشین خرد شده، پای او گیر کرده و نشانهای از کمک نزدیک نیست. بدتر از همه اینکه حافظهاش مختل شده و حتی نام خودش را به یاد نمیآورد. جسدی در صندلی عقب و وسایل ناشناس داخل خودرو باعث میشوند هر قطعه اطلاعاتی که پیدا میکند پرسشی تازه درباره هویتش ایجاد کند. «Wrecked» تقریباً تمام داستان را از دید همین مرد پیش میبرد و بقا را با معمای حافظه ترکیب میکند. او برای آب، غذا و رهایی از خودرو باید با درد جسمی و طبیعت اطراف بجنگد، در حالی که تکههای پراکنده خاطرات ممکن است نشان دهند پیش از تصادف در چه ماجرایی درگیر بوده است. فیلم مخاطب را در همان وضعیت نگه میدارد؛ معلوم نیست او قربانی است، مجرم است یا تصادفی کنار افراد اشتباه قرار گرفته. صدای حیوانات، سرما و دشواری حرکت خطر بیرونی میسازند، اما ترس اصلی از چیزی میآید که ذهن او پنهان کرده است. هدف نخست زنده ماندن و خروج از دره است، اما هر قدم به بیرون همزمان او را به حقیقتی درباره گذشته نزدیکتر میکند.