اعضای خانواده لونیِس سالهاست از یکدیگر فاصله گرفتهاند و هر کدام با بحران شخصی خود زندگی میکنند. لیسی، مادر خانواده، از فرسودگی جسمی همسرش گِرد در مرکز نگهداری سالمندان احساسات پیچیدهای دارد، اما خیلی زود وضعیت سلامتی خودش نیز رو به وخامت میرود. پسرشان تام در برلین رهبر ارکستر است و در کنار مشکلات عاطفی، با دوستی آهنگساز روی قطعهای تازه کار میکند. اِلِن، دختر خانواده، در هامبورگ زندگی بیثباتی دارد و مصرف الکل بخش بزرگی از روزمرگی او شده است. بیماری والدین باعث میشود این اعضای دورافتاده دوباره با یکدیگر تماس بیشتری پیدا کنند و درباره گذشتهای حرف بزنند که سالها از آن فرار کردهاند. هر ملاقات خانوادگی، رنجشهای قدیمی، شکستهای شخصی و پرسشهایی درباره مرگ و مسئولیت را به سطح میآورد و آنها را وادار میکند با روابطی روبهرو شوند که مدتها نادیده گرفته بودند.