فینلی، دانشجوی جوان ویولن، برای یک دوره تحصیلی به ایرلند میرود و با بکت، ستاره سینمایی جوان، آشنا میشود. سفر او علاوه بر رابطه تازه، فرصتی برای بازسازی اعتمادبهنفس و پیدا کردن مسیر شخصیاش در موسیقی و زندگی فراهم میکند. روایت با حفظ تمرکز، روی واکنشهای کوچک مکث میکند و این انتخاب نشان میدهد چگونه هدف مشترک اختلافها را از بین نمیبرد. در ادامه، هدف اولیه معنای تازهای پیدا میکند و هر طرف ناچار شود روش قبلی خود را تغییر دهند. در لایه شخصی داستان، مسئولیت فردی پررنگ میشود و نتیجه آن دلیل بعضی تعارضها را روشن میکند. محیط داستان، خطرها را واقعیتر میکند و این وضعیت احساس خطر را به رابطهها پیوند میدهد. تا جایی که میتوان بدون افشا گفت، نتیجه تصمیمها بهتدریج جمع میشود؛ همین مسئله باعث میشود «پیدا کردن تو» فرصت کافی برای شکل گرفتن تغییرها داشته باشد. پس از شکل گرفتن مسئله اصلی، فشار موقعیت بیشتر میشود و افراد درگیر ماجرا باید با پیامد رفتار قبلی روبهرو شوند.