قاضی شهری مرزی در امپراتوری خیالی با بازجویی و خشونت مأموران حکومتی روبهرو میشود. همدلی او با زنی از مردم بومی، جایگاهش را به خطر میاندازد و مفهوم «دشمن» را در نگاهش تغییر میدهد. موقعیتهای تازه پیوسته نقشه اولیه را به هم میزنند و شخصیتها را مجبور به واکنشهای واقعیتر میکنند.