فیلیپ پس از مرگ پسرعموی بزرگترش آمبروز از ایتالیا، به بیوه او راشل مشکوک میشود و گمان میکند این زن در بیماری و مرگ سرپرستش نقش داشته است. وقتی راشل به ملک خانوادگی در انگلستان میآید، تصویر ذهنی فیلیپ از زنی حسابگر بهسرعت با رفتار واقعی او در تضاد قرار میگیرد. در «My Cousin Rachel»، خشم و بدگمانی جوان جای خود را به شیفتگی میدهد، اما نامهها، مسائل مالی و روایتهای متناقض درباره گذشته آمبروز اجازه نمیدهند پرسش اصلی کاملاً ناپدید شود. راشل زنی مستقل و دشوار برای خواندن است و فیلم عمداً مشخص نمیکند کدام برداشت فیلیپ از او دقیقتر است. رابطه آنها در فضایی گوتیک و میان املاک و باغهای خانوادگی شکل میگیرد و تفاوت تجربه و قدرت میان دو شخصیت بر تصمیمها اثر دارد. اقتباس از رمان دافنه دوموریه بیش از یک معمای قتل ساده، درباره میل، مالکیت و خطر قضاوت بر اساس تصوری است که ممکن است با هر احساس تازه تغییر کند.