جولی، فیلمسازی میانسال، همراه مادر سالخوردهاش روزالیند برای چند روز به هتلی دورافتاده در ولز میرود. ساختمان زمانی خانه خانوادگی مادر بوده و جولی امیدوار است از این سفر برای شناخت بهتر گذشته او و آماده کردن فیلمی شخصی استفاده کند. هتل تقریباً خالی است، راهروها در سکوت فرو رفتهاند و رفتار سرد مسئول پذیرش فضای ساختمان را عجیبتر میکند. شبها صداهایی نامعلوم خواب جولی را مختل میکنند و خاطراتی که روزالیند درباره اتاقها و اعضای خانواده تعریف میکند، گذشته را به شکل زندهای به فضای امروز برمیگرداند. جولی میخواهد مادرش از اقامت لذت ببرد اما پرسیدن درباره بعضی خاطرات او را ناراحت میکند. رابطه صمیمی مادر و دختر زیر فشار چیزهایی قرار میگیرد که هر دو سالها دربارهشان سکوت کردهاند و هتل تبدیل به مکانی میشود که جولی باید میان ساختن فیلم، مراقبت از مادر و روبهرو شدن با احساسات خودش تعادل پیدا کند.