کیت سندرز، بیوه سربازی که در افغانستان کشته شده، تلاش میکند همراه دخترش زندگی تازهای بسازد. ورود سگ نظامی همسرش، داکوتا، به خانه ابتدا خاطرات دشواری را زنده میکند، اما حیوان بهتدریج رابطهای نزدیک با دختر خانواده پیدا میکند و بخشی از خلأ موجود را پر میکند. در همین زمان، مزرعه خانوادگی با فشار اقتصادی و تهدید فردی روبهروست که میخواهد زمین را برای پروژهای سودآور تصاحب کند. کیت حاضر نیست خانهای را که آخرین پیوندش با همسرش است از دست بدهد. داکوتا که برای عملیات نظامی آموزش دیده، در موقعیتهایی خطر را زودتر از انسانها تشخیص میدهد و حضورش فقط جنبه عاطفی ندارد. خانواده باید هم با سوگ گذشته کنار بیاید و هم از آینده خود دفاع کند، در حالی که کسانی که به زمین علاقه دارند از روشهای قانونی و غیرقانونی برای وادار کردن آنها به ترک مزرعه استفاده میکنند.