دانا دختری جوان و علاقهمند به دایناسورهاست که با استفاده از «راهنمای میدانی دایناسورها» میتواند این موجودات را در دنیای اطراف خودش ببیند و درباره رفتارشان تحقیق کند. در ماجرای فیلم، او و خواهرش سارا درگیر سؤال بزرگی درباره بچهدایناسورها و رابطه والدین با فرزندان میشوند. دانا با مشاهده گونههای مختلف تلاش میکند بفهمد آیا همه دایناسورها از بچههایشان مراقبت میکردند و هر کشف را با زندگی خانوادگی خودش مقایسه میکند. همزمان همسایهها و کودکان دیگر نیز وارد ماجرا میشوند و تخیل علمی دانا محیط معمولی شهر را به جنگل، دشت و زیستگاه ماقبل تاریخ تبدیل میکند. او فقط دنبال پاسخ کتابی نیست و از مشاهده، فرضیه و آزمایش استفاده میکند. فیلم برای مخاطب کودک اطلاعات علمی را با داستان خانوادگی ترکیب میکند و نشان میدهد پرسیدن سؤال حتی وقتی پاسخ سادهای ندارد بخش مهم علم است. دانا در پایان میفهمد رفتار گونهها بسیار متفاوت بوده و همانطور که در طبیعت یک الگوی واحد وجود ندارد، خانوادههای انسانی نیز شکلهای مختلفی از مراقبت و حمایت دارند.