چِی و خانوادهاش در هنگکنگ رستوران هاتپات کوچکی را اداره میکنند که سالها بخشی از زندگی روزمره محله بوده است. تغییر عادت مشتریان، رقابت رستورانهای مدرن و اختلاف میان اعضای خانواده باعث شده کسبوکار در آستانه تعطیلی قرار بگیرد. نسل جوان میخواهد روشهای تازه، تبلیغات آنلاین و منوی متفاوت امتحان کند، در حالی که بزرگترها معتقدند هویت رستوران به همان دستورها و شیوه قدیمی وابسته است. سوءتفاهمهای خانوادگی با رابطههای عاطفی و مشکلات مالی ترکیب میشوند و هر تلاش برای نجات رستوران دردسر تازهای میسازد. زمانی که فرصتی برای شرکت در رویداد یا برنامهای عمومی ایجاد میشود، خانواده باید برای نخستین بار واقعاً به عنوان یک تیم کار کند. آنها کمکم میفهمند مسئله فقط حفظ یک مغازه نیست؛ رستوران جایی است که خاطرات چند نسل در آن ساخته شده است. با این حال، حفظ سنت به معنای تکرار بیتغییر گذشته نیست و اگر اعضا نتوانند جای نسل تازه را باز کنند، همان چیزی که میخواهند حفظ کنند ممکن است به دلیل مقاومتشان از بین برود.