بن مایرز، رئیس سالخورده یک سازمان جنایی، پس از سالها فعالیت میخواهد از دنیای جرم فاصله بگیرد و زندگی آرامتری داشته باشد. زمانی که خانهاش مورد سرقت قرار میگیرد و دارایی مهمی ناپدید میشود، او متوجه میشود حادثه تصادفی نیست و کسی از گذشتهاش قصد دارد حساب قدیمی را باز کند. پلیس به دلیل سابقه بن اعتماد چندانی به روایت او ندارد و افراد سازمان سابق نیز هرکدام انگیزهای برای خیانت دارند. بن به جای تکیه بر ساختاری که سالها کنترلش میکرد، خودش دنبال سارقان میرود و سرنخها او را به رابطههای قدیمی، دشمنان فراموششده و فساد داخلی میرسانند. سلامت جسمی و سن او نیز اجازه نمیدهد مثل گذشته با هر مشکل از راه خشونت روبهرو شود. دختر یا نزدیکانش از بازگشت او به زندگی جنایی نگراناند و میدانند انتقام میتواند چیزی را که از خانواده باقی مانده نابود کند. بن باید بفهمد چه کسی سرقت را طراحی کرده و آیا واقعاً میتواند بدون استفاده از همان روشهایی که او را به این نقطه رسانده، آخرین پرونده زندگیاش را ببندد.