داربی هارپر نوجوانی گوشهگیر است که پس از تجربه نزدیک به مرگ در کودکی توانایی دیدن و صحبت با ارواح را پیدا کرده است. او بیشتر وقتش را صرف کمک به مردگان میکند تا کارهای ناتمامشان را حل کنند و بتوانند از این دنیا عبور کنند. در مدرسه، داربی تقریباً از جمع دوستان قدیمیاش فاصله گرفته و کاپری، دختر محبوب و رهبر گروه تشویق، زندگی کاملاً متفاوتی دارد. وقتی کاپری ناگهان در حادثهای میمیرد، روحش سراغ داربی میآید و از او میخواهد آخرین جشن تولد بزرگش را به هر قیمتی برگزار کند. داربی برای انجام خواسته او مجبور میشود دوباره وارد زندگی اجتماعی مدرسه شود و با کسانی ارتباط بگیرد که سالها از آنها دوری کرده بود. کاپری هم بهتدریج میفهمد مرگ به معنای ادامه کنترل زندگی دیگران نیست. رابطه دو دختر از اجبار و رقابت به شناختی صادقانهتر میرسد و داربی باید پیش از خداحافظی نهایی دوست سابقش بفهمد شاید کمک به مردگان همیشه سادهتر از روبهرو شدن با زندهها بوده است.