سه سال پس از مرگ شوگو اوگامی، کارآگاه شویچی هیئوکا در هیروشیما تلاش میکند با کنترل و موازنه میان گروههای یاکوزا از آغاز جنگی تازه جلوگیری کند. روش او مانند استاد سابقش همیشه کاملاً قانونی نیست؛ برای حفظ آرامش از تهدید، معامله و اطلاعات محرمانه استفاده میکند. این تعادل با آزادی شیگهیرو اوبایاشی از زندان به هم میخورد. اوبایاشی مردی خشن و غیرقابل پیشبینی است که از قواعد نانوشته گروههای جنایی پیروی نمیکند و حضورش رقابت میان سازمانها را دوباره شعلهور میسازد. هیئوکا باید هم پلیس را قانع کند که کنترل اوضاع را در دست دارد و هم جلوی یاکوزاهایی را بگیرد که آماده انتقاماند. رسانهها و سیاست داخلی پلیس نیز فشار بیشتری ایجاد میکنند و نزدیکانش در معرض خطر قرار میگیرند. کارآگاهی که سالها مرز میان قانون و جرم را برای جلوگیری از خونریزی جابهجا کرده بود، این بار با دشمنی روبهرو میشود که دقیقاً از همان منطقه خاکستری استفاده میکند. هیئوکا باید تصمیم بگیرد تا کجا میتواند برای حفظ صلح شبیه کسانی شود که وظیفهاش مقابله با آنهاست.